انجمن جبهه طبيعت انجمن جبهه طبيعت  
افراد آنلاين :  9
تعداد بازديد :  40772
انجمن جبهه طبيعت
آشتي با طبيعت بازگشت به خويشتنتعداد بازديد : 264

لحظه اي بيرون آوردن قفس يك پرنده كوچك از درون محيط بسته يك آپارتمان، لحظه اي است كه شايد همه آن را تجربه كرده باشيم. همه ديده ايم دگرگوني حال و هواي پرنده كوچك را و جست و خيز هاي بي وقفه و آوازهاي دل انگيزش را كه نمايانگر سرمستي و بي قراري پرنده كوچك است.
بي ترديد بيرون آمدن پرنده از آن محيط بسته براي او لذت بخش خواهد بود، درست مانند ماهي قرمز كوچك تنگ بلور وقتي با دستان كوچك كودكي نونهال از درون تنگ بيرون آورده مي شود و در جريان آب رودخانه قرار داده مي شود. سردي آب را كه براي او يادآور طبيعت بكر است احساس مي كند و آزادي را كه ديگر در پشت ديوارهاي شيشه اي و توهم زاي تنگ جا گذاشته نشده با همه وجودش لمس ميكند. اما براي مدتي در دستهاي كوچك كودك بي حركت مي ماندچراكه هنوز باور ندارد تجربه حيات در جهاني را كه ديگر مثل آبهاي بسته تنگ بلور ، مجازي نيست.
همه ما كم و بيش شاهد چنين لحظاتي بوده ايم، اما آيا تا به حال به اين فكر كرده ايم كه شايد حال و روز ما چندان تفاوتي با حال و روز آن پرنده يا ماهي قرمز كوچك نداشته باشد؟ آيا به اين فكر كرده ايم كه ما نيز به همان درد و مصيبتي گرفتار آمده ايم كه آنها گرفتار شده اند؟ درد آنها دو چيز است؛ جدا شدن از جايي كه به آن تعلق دارندو از دست دادن آزاديشان. طبيعت، خواستگاه و مامن آرامش دهنده آنهاست و در عين حال در طبيعت است كه زيستن با آزادي را تجربه ميكنند و چه حكايت عجيبي است قصه اين آزادي كه تنها با تعلق و وابستگي به طبيعت تحقق پذيرد..
 ما را نيز روزگاري با طبيعت پيوندي بود بس عميق، ما طبيعت را مي ساختيم و طبيعت ما را. اما به يكباره از دل طبيعت به شهر نشيني روي آورديم و خود را در حصار ديوارهاي بلند برج هاي سربه فلك كشيده زنداني كرديم. به جاي ديدن كوه و دشت و جنگل و رودخانه ، در برابرمان تا چشم كار مي كرد ديوار آمد و ديوار "آمد و ديوار. به جاي شنيدن نغمه هاي دلكش پرندگان و تلاطم موج هاي دريا و پيچيدن زوزه هاي باد در دل كوه و شرشر آب رودخانه ها، صداي ناهنجار و گوش خراش ماشين ها آمد و بوق ها و ديگر هيچ. هواي لطيف و پاك طبيعت و عطر مست كننده گل ها جاي خود را به دود داد و آلودگي هاي مسموم كننده و سوزش چشمان و ماسك هاي سفيد بر دهان و بيني . سكوت و آرامش طبيعت رفت و به جاي آن شلوغي آمد و شتاب هايي كه آنها را پاياني نيست و اين يعني آنكه ما خودخواسته با طبيعت قهر كرده ايم.
اما اين پايان ماجراي تلخ شهرنشين شدنمان در لابه لاي چرخ دنده هاي عصر تكنولوژي نيست.درد بزرگ تر آن است كه ما وقتي با طبيعت خداحافظي كرديم و كوله بار سفرمان را به قصد آمدن به دنياي متمدن بر دوش گرفتيم، آزادي مان را در طبيعت جا گذاشتيم. ما ديگر آزاد نيستيم؛چراكه ديگر از جنس طبيعت نيستيم؛ تكنولوژي ما را از جنس خود كرده است؛ ما ماشين هايي هستيم كه فكر مي كنيم انسانيم، اما در واقع با كارهايمان ، مانند يك ماشين همه از قبل تعريف شده است. ما بايد در ساعتي معين از خواب برخيزيم، در ساعتي معين سر كار باشيم، در ساعتي معين... ما بايد اقتضاعات زندگي شهري را تحمل كنيم ، ترافيك را، افسردگي ها را ، جهش هاي ژنتيكي راو... و اين يعني حصارهاي ما ، ميله هايي كه ما خود را پشت آن زنداني كرديم و شايد هم پنهان. ما نيز مانند آن پرنده كوچك زنداني شده ايم، اما اين بار در پشت ميله هاي مدرنيته و تكنولوژي. اما يك فرق اساسي ميان ما و آن پرنده است؛ پرنده مي داند كه به كجا تعلق داردو مي داند كه آزادي اش را از او ستانده اند، اما ما حتي نمي دانيم كه متعلق به كجاييم و نمي دانيم كه ديگر آزاد نيستيم.
پيش شرط واقع بين بودن آن است كه واقعيات را آنگونه كه هست بپذيريم. حقيقت آن است كه زمان به عقب باز نميگردد. روزگاري ما به دست خود دنياي مدرن و تكنولوژي را ساختيم، اما امروز اين تكنولوژي است كه ما را با خود مي برد. ما نمي توانيم از تكنولوژي دست برداريم، چرا كه به ما قدرت و امكان تصرف و طبيعت را مي دهد. به كمك تكنولوژي مرزهاي زمان و مكان را در مي نورديم،  بر بيماري ها غلبه مي كنيم و هزاران فايده ديگر. اما تكنولوژي همراه با سودمندي هايش ،  عوارض خطرناكي را هم در پي دارد كه شايد مهمترين آنها از خود بيگانگي انسان، افسردگي ها و ناراحتي هاي روحي و رواني باشد. رهايي از قيد و بندهاي زندگي شهري  به دستمان مي بندد و بازگشت به طبيعت- هرچند براي مدتي كوتاه – مي تواند عوارض نامطلوب زندگي گره خورده با صنعت و تكنيك را تا حدي كاهش دهد . فرا رسيدن بهار و طبيعت و تعطيلات نوروزي ، فرصت مغتنمي است براي آشتي با طبيعت و بهره بردن از مواهب آن. طبيعت هم نسخه اي است براي درمان دردهاي روحي مان و هم كتابي است براي شناخت بهتر آفريدگارمان.


  ÏÇäáæÏ        
  ãæÇÑÏ ãÑÊÈØ        
كليه حقوق قانوني اين سايت متعلق به انجمن جبهه طبيعت است.