
در همان روزها، راننده های تاکسی این مسیر می گفتند که این کار فقط مصرف بنزین را بیشتر کرده و نمی تواند ترافیک را سبک تر کند؛ موضوعی که من عامی در بحث ترافیک هم به آن معتقد بودم و در این زمینه چند یادداشت نوشتم. در عمل دیدیم که زمان توقف در پشت چراغ قرمز گیشا، بدل به حرکت مورچه وار و معطلی برای بالا و پایین رفتن در امتداد بزرگ راه شد.
زمان زیادی لازم نبود تا مدیران ترافیکی شهرداری جدید، بنویسند که: «دور برگردان ها، آفت تهران شده اند» (همشهری 3/12/88) و البته هم زمان، از طرح های جادویی جدید مانند تونل توحید برای حذف گره ی ترافیکی میدان توحید تا خیابان جمهوری دفاع کنند.
چند ماهی از گشایش تونل توحید می گذرد و ترافیک در همان بخش از چمران و یکی دو کیلومتر بالاتر، سنگین تر شده و باز هم گفته های راننده تاکسی های این مسیر را که من مسافرشان هستم و گمانه زنی های خودم را به یاد می آورم؛ نیاز به دانش مهندسی ترافیک نبود که حدس بزنیم این تونل هیچ کمکی به کسانی که قصد دارند از چمران وارد خیابان های ستار خان، جمهوری، و آزادی شوند یا از آن ها وارد این بزرگ راه شوند، نخواهد کرد و طبعا در سنگینی ترافیک این بخش هیچ نقشی نخواهد داشت و تازه با احداث این تونل، همان مشکل شناخته شده که هر بزرگ راه جدید کارت دعوتی است برای همه ی خودرو داران که به سوی آن بیایند و در نتیجه ترافیک سنگین تر شود، نمود یافت! واقعیتی پارادوکسیکال است که برای سبک تر شدن ترافیک باید از ساختن بزرگ راه در شهر خودداری کرد (این قضیه به «پارادوکس براس» معروف است؛ نگاه کنید به همشهری 18/9/85).
در دوران شهردار کنونی، روزنامه ی دولتی ایران که منتقد شهرداری است، بزرگ راه سازی را «دور باطل» خواند و به نقل از مهندس انصاری نیا مدیر گروه شهر سازی دانشکده ی معماری و شهر سازی دانشگاه شهید بهشتی، نوشت: «در حال حاضر مسئولان شهری در فرانسه، از عرض بزرگ راه های منتهی به پاریس کاسته اند، چندی پیش یکی از گران قیمت ترین بزرگ راه های سانفرانسیسکو تخریب شد، و در سئول یکی از بزرگ ترین بزرگ راه ها جمع شد، و امروزه دنیا به این نتیجه رسیده که توسعه ی بزرگ راه ها نه تنها نمی تواند گره های ترافیکی را باز کند بلکه عملا خود به گرهی در ترافیک بدل می شود» (ایران 13/7/87). اما بزرگ راه سازی در تهران با شدت هر چه تمام تر ادامه یافت و ادامه دارد و تعریض بزرگ راه چمران هم به قیمت نابود سازی فضای سبز دو سوی آن انجام شد تا ترافیک سرسام آوری که پیش از آن با عبور 4-3 ردیف خودرو در هر سمت بزرگ راه وجود داشت، به ترافیک دیوانه کننده ی ناشی از عبور 6-5 ردیف خودرو در هر سمت بدل شود، و دود بیشتری از اگزوز ها خارج و به حلق شهروندان برود.!
نمونه ی دیگر در تایید این نکته که بزرگ راه سازی، ترافیک را سنگین تر می کند، طرح پل های تقاطع بزرگ راه یادگار و چمران بود که علاوه بر صرف بودجه های نجومی، به بهای نابود سازی فضای سبز «لونا پارک» و باغ های اوین اجرا شد، اما یک گره ی ترافیکی سنگین در آن جا ایجاد کرد.
این روزها، طرح ایجاد خط ویژه ی اتوبوس در محل «خط سرعت» سابق بزرگ راه چمران در دست احداث است. از آن جا که گویا قرار است در شهرداری تهران، هر کاری از پر هزینه ترین راه انجام شود (!) این طرح هم با عملیات سنگین نصب گارد ریل در حال اجرا است. و یک بار دیگر، مجموعه ای از درختان قدیمی و جدید تر (که همین سه چهار ساله، در دوره ی شهردار کنونی، کاشته شده اند) ریشه کن شدند تا ایستگاه های خط ساخته شوند؛ هیچ کس هم پاسخ گوی بریز و بپاش درآمدهای شهرداری که از کیسه ضعیف مردم فقیر شونده ی این شهر فراهم شده، نیست.
راننده تاکسی های مسیر، و من غیر کارشناس معتقدیم که اگر یک سمت بزرگ راه کلا به وسایل همگانی (اتوبوس و تاکسی) اختصاص می یافت، بسیار بهتر بود، زیرا: 1- هیچ هزینه ای برای نصب گارد ریل صرف نمی شد. 2- با نصب گارد ریل، از عرض مفید بزرگ راه کاسته نمی شد. 3- با تنگ تر شدن راه بر خودروهای شخصی، تمایل به بیرون آوردن خودروی شخصی کم تر می شد (طرح اتوبوس های تند رو در خیابان ولی عصر، به همین دلیل، در کاستن از ترافیک موفق تر بوده است). 4- کار با سرعت به انجام می رسید، و در صورت نگرفتن نتیجه، بدون هیچ بریز و بپاشی قابل بازگرداندن به وضع اولیه (یا وضعی دیگر) بود. 5- در صورت توقف یا خراب شدن یک اتوبوس،(بر خلاف وضع کنونی که مسیر تنگی برای اتوبوس ها فراهم شده)، بقیه ی اتوبوس ها در پشت سر آن نمی ماندند.
شکی نیست که افزایش خط های ویژه ی اتوبوس از بهترین و کم هزینه ترین راه های کاستن از ترافیک تهران و آلودگی هوای آن است، اما این کار به شرطی به نتیجه ی دلخواه می رسد که هم زمان، راه بر خودروهای شخصی تنگ تر شود. تبدیل یک سمت بزرگ راه چمران می توانست در خدمت این هدف باشد، اما گویا همچنان قرار است طرح های پر هزینه در شهرداری اجرا شود و هم زمان، راه برای شخصی ها نیز ساخته شود و سینه ی مردم همچنان هدف دود خودروهای بدساخت صنعتگران وطنی و خودروهای شیک وارد کنندگان محترم باشد.
سبزپرس