جهان در وضعیت هشدار

موج مرگبار آنفولانزا چه زمانی جهان را در بر خواهد گرفت؟

گردآوری و ترجمه: شهاب شعری مقدم

از کتاب آنفولانزای مرگبار (پریس کی نژاد)

دخترک کوچکی به نام نگوئان، حدود سه ماه پیش در اینجا در منطقه‌ای روستایی در ویتنام، در مقابل کلبه والدینش به خاک سپرده شد. کلبه از یکسو به یک حوضچه پرورش ماهی و از سوی دیگر به مزارع سبز و زرد رنگ برنج منتهی می‌شود. در گوشه‌ای، اسباب بازی‌ها و وسائل نگوئان، خاطره او را زنده می‌کنند: یک صندلی کوچک، تعدادی صدف و صندل‌های پلاستیکی. سنگ مزار دخترک نیز با رنگ آبی آسمانی رنگ‌آمیزی شده است.

از دست دادن یک فرزند کوچک، ضربه سختی برای این خانواده بوده است اما طبیعی است اگر تصور کنیم که در جهان به این بزرگی، به مرگ یک کودک آن هم در گوشه‌ای دورافتاده از دلتای مِکونگ، توجه چندانی نخواهد شد. در اینجا هنوز هم بیماری‌های قدیمی‌ای نظیر تب استخوان شکن مناطق حاره و تیفوس، قربانی می‌گیرد و آمار مبتلایان به ایدز، همچنان رو به افزایش است.

اما تلاش گسترده‌ای که پس از مرگ نگوئان – و حدود ۱۴۰ نفر دیگر – از سوی کشورهای جهان برای ذخیره‌سازی دارو و تولید واکسن‌های جدید آغاز شده است، نشانه‌ای از بروز رویدادی ناگوار دارد. اینک دانشمندان، تمامی تلاش خود را به تحقیق بر روی عامل مرگ نگوئان معطوف کرده‌اند.

اما چرا؟ زیرا مرگ نگوئان، به واسطه نوعی آنفولانزای عجیب بوده است.

آنفولانزا، بیماری مزاحمی است که هر ساله تعداد زیادی را در جهان مبتلا می‌کند. با این همه، عموماً این بیماری، چندان جدی گرفته نمی‌شود. این در حالیست که ویروس آنفولانزا، آنچنان قابلیت تکثیر بالایی دارد که هر ساله تنها در کشور توسعه یافته‌ای نظیر آمریکا، بین ۳۰ میلیون تا ۶۰ میلیون نفر را مبتلا می‌کند که از این میان، حدود ۳۶ هزار نفر – که عموماً اشخاص مسن هستند – می‌میرند. هزینه‌های مستقیم مربوط به آنفولانزا در این کشور (هزینه‌های پزشکی و هزینه‌های حاصل از کاهش کارآیی کارکنان) سالانه به حدود ۱۲ میلیارد دلار می‌رسد.

این مربوط به آنفولانزای معمولی بود. اما بیماری‌ای که اکنون در جنوب شرقی آسیا قربانی می‌گیرد، آنفولانزای معمولی نیست. قربانیان اصلی این نوع آنفولانزا، ماکیان (خصوصاً مرغ و خروس‌ها) هستند چراکه تاکنون بیش از یکصد میلیون از آنها یا توسط خود این ویروس تلف شده‌اند و یا به منظور کنترل بیماری، کشتار شده‌اند.

البته ابتلاء ماکیان به آنفولانزا، مسأله جدید و عجیبی نیست چراکه به لحاظ علمی، تعدد انواع ویروس‌های آنفولانزای پرندگان، بسیار بیشتر از انواع انسانی آن است. اما نکته عجیب، در نوع و رفتار این ویروس جدید است. رابرت وِبستر (۱)، ویروس‌شناس بیمارستان تحقیقاتی کودکان در تِنِسی آمریکا، مدت ۴۰ سال است که بر روی انواع ویروس‌های آنفولانزا تحقیق می‌کند اما تاکنون ویروسی مشابه ویروس اخیر که منجر به مرگ نگوئان شد ندیده است. او می‌گوید: «این ویروس، به لحاظ شدت بیماری‌زایی، خطرناک‌ترین ویروس آنفولانزایی است که تاکنون دیده‌ام.» ویروس مزبور که تمامی مرغ و خروس‌های مبتلا را حداکثر به مدت ۴۸ ساعت می‌کشد (۲) – درحالیکه بدنشان متورم شده و خون‌ریزی کرده‌اند – فقط برای ماکیان ترسناک محسوب نمی‌شود چراکه به همین شکل و با همین قدرت می‌تواند پستانداران را نیز – از موش‌های آزمایشگاهی گرفته تا ببرهای درنده – از بین ببرد. این ویروس، به اشخاصی هم که در ارتباط با طیور مبتلا قرار گرفته‌اند منتقل شده که نیمی از این اشخاص تاکنون و با تمامی تلاش‌های پزشکی فوت کرده‌اند (۳).

از نظر متخصصان، مرگ این اشخاص، صدای غرش فاجعه‌ای جهانی را در خود دارد. البته این ویروس – که با نام علمی H5N1 شناخته می‌شود – تاکنون قابلیت انتقال از یک انسان به انسان دیگر را پیدا نکرده است. در واقع، ممکن است H5N1 هیچگاه نتواند همانند آنفولانزای انسانی، از یک انسان به انسان دیگر منتقل شود. شاید هم تلاش‌های موجود برای ریشه‌کن کردن این ویروس سرانجام به نتیجه برسد (هرچند این تلاش‌ها تاکنون فاقد پشیبانی مالی و استمرار لازم بوده است). اما متخصصان به جهان هشدار داده‌اند که خود را برای سناریوی بسیار وحشتناک‌تری آماده کند.

می‌دانیم که ویروس‌های آنفولانزا، توانایی قابل توجهی در تحول و جهش یافتن از نوعی به نوع دیگر دارند. همین مسأله سبب خواهد شد که حتی اگر این آنفولانزای جدید (H5N1) به یک موج فراگیر جهانی تبدیل نشود، حتماً نوع دیگری از آن در آینده‌ای نزدیک، چنین خواهد شد. جرمی فارار (۴)، پزشک محقق دانشگاه آکسفورد که در خط مقدم مبارزه با آنفولانزای پرندگان در بیمارستان بیماری‌های مناطق حاره در شهر هوشی‌مینه فعالیت می‌کند در این باره می‌گوید: «روزی این ویروس و یا ویروسی مشابه آن جهش کرده و با تحول خود قادر به انتقال از یک انسان به انسان دیگر خواهد بود. اینک ما در آستانه چنین روزی قرار داریم. و هنگامی که این رویداد آغاز شود، جهان با سطح گسترده و دهشتناکی از یک بیماری فراگیر روبه‌رو خواهد شد.»

در واقع، مشابه چنین اتفاقی، قبلاً نیز روی داده است.

آنفولانزای ۱۹۱۸

در زمستان سال ۱۹۱۸، یعنی واپسین سال جنگ جهانی اول، نوعی آنفولانزا که به آنفولانزای اسپانیایی شهرت یافت، شروع به فراگیر شدن کرد. هیچ کس از مکان دقیق شیوع اولیه آنفولانزای اسپانیایی مطمئن نیست اما شروع آن قطعاً‌ از اسپانیا نبوده است. اسپانیا در جنگ، کشوری بی‌طرف بود و بنابراین از سانسورهای خبری زمان جنگ نیز مستثناء بود. در واقع آنفولانزای اسپانیایی، نام اشتباه خود را از گزارشات خبری مربوط به شیوع این بیماری در اسپانیا گرفته بود و این در حالی بود که پیش از آن این آنفولانزا در تمامی خطوط مقدم جنگ در اروپا گسترده شده بود. در تابستان ۱۹۱۸، نرخ کشتار آنفولانزا در میان سربازان، حتی از نرخ کشتار حاصل از مجموع بمب‌ها، گلوله‌ها و گازهای خردل نیز فراتر رفت.

موج این آنفولانزا پس از عبور از خط مقدم و مناطق جنگی در اروپا، به تمامی بنادر و شهرهای بزرگ صنعتی جهان رسید. تاریخ‌شناسی به نام آلفرد کراسبی (۵) می‌نویسد: «در شهری مانند فیلادلفیا فقط طی ماه اکتبر، ۱۲ هزار نفر بر اثر این آنفولانزا جان باختند. مدارس و ادارات همگی تعطیل شدند و حتی خدمات کلیساها هم متوقف شد.»

پزشکانی که بدن قربانیان را کالبدشکافی می‌کردند با صحنه‌های وحشتناکی روبه‌رو می‌شدند. بافت ریه‌ها – که در حالت عادی سبک و کشسان است – همانند اسفنج خیس، سنگین و پر از خون شده بود.

نهایتاً موج بیماری به دوردست‌ترین نقاط سیاره هم رسید – یعنی از جنوب اقیانوسیه تا مناطق نزدیک به قطب شمال (۶). بدین ترتیب، تنها در عرض ۱۸ ماه، بیش از ۵۰ میلیون نفر (یعنی ۳ برابر تلفات جنگ) بر اثر این آنفولانزا از بین رفتند (۷). حتی بزرگ‌ترین متفکران دانش پزشکی زمان هم باور نمی‌کردند که این کشتار عظیم، تنها به واسطه یک ویروس آنفولانزا بوده باشد.

اما چنین بود. ولی آن ویروس آنفولانزا، با آنفولانزای معمولی یک تفاوت مهم داشت. چندی پیش، ویروس‌شناسی به نام یوهان هالتین (۸) به منظور دستیابی به بقایای ویروس آنفولانزای ۱۹۱۸، به دهکده‌ای دورافتاده در مناطق یخ‌زده آلاسکا سفر کرد. در این دهکده یک گور دستجمعی وجود داشت که قربانیان آنفولانزا را در آن دفن کرده بودند. هالتین با حفاری در آنجا و با نمونه‌برداری از بافت ریه شخصی که به علت سرمای زیاد، طی مدت نزدیک ۹۰ سال هنوز سالم مانده بود، توانست به باقی مانده ویروس مزبور دست یابد. اینک با در دست داشتن این ویروس، توالی ژنتیکی آن طی چند ماه آینده مشخص خواهد شد. اما مقایسه نتایج اولیه موجود با توالی ژنتیکی ویروس آنفولانزای معمولی، هشداری را که از مدت‌ها پیش مطرح شده بود، تأیید می‌کند: ویروس آنفولانزای اسپانیایی نیز (همانند ویروس اخیر H5N1)، در فاصله زمانی کوتاهی قبل از همه‌گیری ۱۹۱۸، احتمالاً از یک گونه نامشخص حیوانی به انسان منتقل شده بود و به همین دلیل هم سیستم ایمنی بدن قربانیان، برای مقابله با آن، آمادگی نداشته است.

چالش سیستم ایمنی

دلیل آنکه ما در صورت ابتلاء به آنفولانزا، پس از چند روز بهبود می‌یابیم آن است که سیستم ایمنی بدن ما قبلاً‌ با ویروسی مشابه برخورد داشته و لذا نحوه واکنش و مقابله با آن را می‌داند. البته ویروس آنفولانزایی که زمستان هر سال شایع می‌شود، با ویروس زمستان گذشته اندکی تفاوت دارد چراکه ویروس آنفولانزا، مداوماً در حال جهش و تغییر است اما تشابه آنها با همدیگر در حدی است که بدن، همواره قادر خواهد بود روش مقابله با آن را بیابد.

اما گاهی اوقات، گونه‌ای جدید از این ویروس، از دنیای حیوانات، وارد دنیای انسان‌ها می‌شود. به عنوان مثال، دنیای پرندگان آبزی، منبع وسیعی از ویروس آنفولانزای نوع A است (۹). این ویروس که به‌طور طبیعی در سیستم هاضمه این پرندگان وجود دارد، برای هیچ موجود زنده‌ای – چه برای خود پرنده و چه برای سایرین – هیچگونه خطری در بر ندارد. اما خطر اصلی، در همزیستی انسان و پرندگان اهلی با پستانداری نظیر خوک نهفته است. به عبارتی، خوک‌ها خطرناک‌ترین موجودات در مزارع محسوب می‌شوند اما چرا؟

می‌دانیم که شکل‌گیری نوع کاملاً‌ جدیدی از ویروس آنفولانزا، از طریق ترکیب ژنتیکی انواع قبلی این ویروس با همدیگر میسر خواهد بود. تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد که سلول‌های بدن خوک می‌تواند نقش محیط واسطه‌ای را برای ایجاد این ترکیب، ایفا کند. سطوح سلولی بدن خوک، امکان ورود همزمان آنفولانزای پرندگان و آنفولانزای انسانی را به آن می‌دهد. بنابراین ممکن است در یک مزرعه، یک خوک، از طریق کارگران و کشاورزان، به آنفولانزای انسانی مبتلا شده و توأماً نیز از طریق مثلاً مرغابی‌های اهلی مزرعه، به آنفولانزای پرندگان مبتلا گردد. در این صورت، در سلول‌هایی از ریه خوک که هر دو نوع ویروس را به طور همزمان در خود دارند، امکان ترکیب و بازآرایی ژنتیکی ویروس و شکل‌گیری نوع جدیدی از آنفولانزا وجود دارد (۱۰).

در این صورت و در خطرناک‌ترین شکل آن، ویروس جدید، توانایی انتقال از یک انسان به انسان دیگر را نیز خواهد داشت. در چنین حالتی و با توجه به آنکه سیستم ایمنی بدن انسان، قبلاً برای مقابله با چنین ویروسی آموزش ندیده است، یک فراگیری و فاجعه جهانی آغاز خواهد شد.

در واقع، مدت‌هاست که دانشمندان، ظهور نوع جدیدی از ویروس آنفولانزا را که قادر به مبتلا کردن ۴۰ درصد تمامی جمعیت زمین بوده و به مرگ تعداد غیرقابل تصوری منجر خواهد شد پیش‌بینی کرده بودند. اینک با ظهور ویروس H5N1 چنین به نظر می‌رسد که جهان در آستانه چنین فاجعه‌ای قرار گرفته است. براساس تخمین‌های موجود و با توجه به جمعیت فعلی جهان، تلفات جهانی چنین فاجعه‌ای ممکن است به رقم وحشتناک ۱۸۰ تا ۳۶۰ میلیون نفر هم برسد.

نشانه‌های هشداردهنده

ویروس H5N1 برای نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در هنگ‌کنگ مشاهده شد. اما بر اساس تحقیقات صورت گرفته، این ویروس احتمالاً پیش از آن در استان گوآنگ دونگ که از استان‌های جنوبی چین است ایجاد شده بود و توسط اردک‌ها به مرغ و خروس‌های هنگ‌کنگ منتقل شده بود. پس از آنکه مقامات هنگ‌کنگ تمامی ۵/۱ میلیون مرغ و خروس آنجا را کشتار کردند، ابتدا چنین به نظر رسید که شیوع بیماری متوقف شده است. اما ویروس، محو نشده بود بلکه بجای آن به استان‌های گوآنگ دونگ، هونان و اونان عقب‌نشینی کرده و دوباره در پرندگان آبزی، مخفی شده بود.

از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱، ویروس دچار چندین تحول پیاپی شده و به‌طور غیرمنتظره‌ای دوباره به خیل عظیم طیور اهلی چین حمله کرد. تحول ویروس، با سرعت بسیاری همچنان ادامه یافت و در ژانویه ۲۰۰۳، گونه جهش‌یافته و قوی‌تری از آن مشاهده شد که در ویتنام و تایلند شیوع پیدا کرد. در اوایل سال ۲۰۰۴، ویروس بازهم قوی‌تر شد به گونه‌ای که می‌توانست طیف وسیع‌تری از موجودات – من‌جمله انسان و جوندگان – را نیز ازبین ببرد. تنها در سه هفته اول ژانویه ۲۰۰۴، این ویروس ۱۱ میلیون قطعه مرغ را در ویتنام و تایلند ازبین برد. تا اول بهار همان سال، ۱۲۰ میلیون قطعه از طیور جنوب شرقی آسیا یا بر اثر خود ویروس ازبین رفتند و یا برای مهار شیوع آنفولانزا کشتار شدند. آنفولانزای مرگبار پس از مدتی متوقف شد اما در آغاز تابستان در ماه ژوئن، دوباره یک میلیون قطعه طیور دیگر بر اثر بیماری از بین رفتند. بدین ترتیب، با آغاز سال ۲۰۰۵ و به واسطه نرخ مرگ و میر بالای طیور و منصرف شدن مصرف‌کنندگان از خرید مرغ، صنعت مرغداری در جنوب شرقی آسیا، حدود ۱۵ میلیارد دلار خسارت دید.

باید گفت که تحولات سریع ویروس H5N1 در میان ویروس‌های آنفولانزا بی‌سابقه بوده است. این ویروس، نه‌تنها مرگبارتر شده بلکه مهار آن نیز بسیار دشوارتر شده است. اینک ویروس مشخصاً توانایی بقاء در محیط‌هایی نظیر فضله طیور و بدن حیوانات مرده را نیز پیدا کرده است (با اینکه در چنین محیط‌هایی، جریان خون و سلول‌های زنده که عموماً برای بقاء ویروس‌ها ضروری هستند نیز وجود ندارد).

نبرد با شمشیرهای شکسته

طی ۳۰۰ سال گذشته، ده مورد همه‌گیری آنفولانزا در جهان به وقوع پیوسته که آخرین آنها مربوط به سال‌های ۵۸-۱۹۵۷ و ۶۹-۱۹۶۸ بوده است (۱۱). درواقع، از میان ۱۵۰۰ میکروب و ویروس بیماری‌زای شناخته شده انسانی، آنفولانزا همچنان بیشترین میزان مرگ و میر را به خود اختصاص می‌دهد.

متأسفانه شواهد کلینیکی و آزمایشگاهی حاکی از آن است که همه‌گیری احتمالی حاصل از H5N1 به گستردگی همه‌گیری ۱۹-۱۹۱۸ خواهد بود. اما با نگاهی به پیشرفت‌های حاصل در دانش پزشکی از ۱۹۱۸ تاکنون، شاید چنین تصور شود که اینک خطری اساسی جهان را تهدید نمی‌کند. در آن زمان، دانشمندان عملاً شناختی از عملکرد ویروس‌ها و خصوصاً ویروس آنفولانزا نداشتند. اقدامات بهداشتی و قرنطینه‌هایی که معمولاً در برابر بیماری‌های میکروبی بسیار مؤثر بود، در برابر آنفولانزای اسپانیایی، بی‌نتیجه و یا حتی مخرب بود. در واقع در آن زمان، حتی مشهورترین پزشکان و دانشمندان جهان هم توضیح قابل قبولی برای آن همه‌گیری گسترده و ریشه‌های آن نداشتند و آن‌را به هر چیزی – از گیاهان میکروسکپی گرفته تا کتاب‌های خاک‌خورده قدیمی و حتی عوامل کیهانی – نسبت می‌دادند (۱۲).

اما متأسفانه آمارهای موجود حاکی از داستان دیگری دارد. امروزه اگرچه اطلاعات قابل توجهی نسبت به ویروس آنفولانزا در اختیار داریم اما فاقد منابع لازم برای مقابله با همه‌گیری گسترده آن هستیم.

دانش پزشکی، دو راه را برای مقابله با ویروس آنفولانزا می‌شناسد: واکسیناسیون و استفاده از داروهای آنتی‌ویروس. اما در صورت بروز یک همه‌گیری گسترده، جهان برای بکارگیری هریک از این روش‌ها با مشکلاتی اساسی روبه‌رو خواهد بود.

در مورد گزینه واکسیناسیون باید گفت که تعداد شرکت‌های داروسازی علاقه‌مند به تولید واکسن آنفولانزا، طی سال‌های اخیر، به شدت کاهش یافته و از حدود سی شرکت در سال ۱۹۸۰ به تنها چند شرکت در سال ۲۰۰۴ رسیده است. دلایل زیادی برای این کاهش وجود دارد که تلفیق گسترده شرکت‌های داروسازی در دهه ۱۹۹۰، یکی از آنهاست. میزان بالای ریسک سرمایه‌گذاری در عرصه تولید واکسن‌ها نیز عامل اصلی دیگری است. در سال ۲۰۰۳، کل تقاضای بازار جهانی برای مجموع همه انواع واکسن‌ها – از فلج اطفال گرفته تا سرخک، هپاتیت و آنفولانزا – در حدود ۴/۵ میلیارد دلار بود. هرچند ممکن است در نظر اول، این رقم، قابل توجه به نظر برسد، اما حتی به ۲ درصد تقاضای جهانی مواد دارویی یعنی ۳/۳۳۷ میلیارد دلار هم نمی‌رسد. درضمن، تولید واکسن‌ها و سایر مواد بیولوژیکی – برخلاف مواد شیمیایی – اساساً دشوار بوده و نگاهداری و ذخیره‌سازی آنها نیز مشکل است.

گذشته از مسائلی که در مورد تولید و ذخیره‌سازی تمامی انواع واکسن‌ها مشترک است، تولید واکسن آنفولانزا با مسائل ویژه دیگری نیز روبه‌رو است. اولاً به‌خاطر جهش مستمر ویروس آنفولانزا، شروع تولید واکسن تنها پس از آغاز همه‌گیری آن میسر خواهد بود (و بنابراین تولید و ذخیره‌سازی آن از هم‌اکنون غیرممکن است) و متأسفانه تولید گسترده آن نیز، حداقل تا شش ماه پس از آن زمان ممکن نخواهد بود. ثانیاً علی‌رغم نوآوری‌های قابل توجهی که در تولید اغلب واکسن‌ها صورت گرفته است، تولید واکسن آنفولانزا در جهان، هنوز هم مبتنی بر فناوری قدیمی دهه ۱۹۵۰ است. با ظرفیت تولید جهانی موجود این واکسن، حتی پس از گذشت یک سال از زمان آغاز یک همه‌گیری جهانی، قادر نخواهیم بود بیش از ۵۰۰ میلیون نفر – یعنی کم‌تر از ۱۰ درصد جمعیت جهان – را واکسینه کنیم. و اما با توجه به آنکه تنها ۹ کشور (استرالیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، آمریکا، انگلستان و هلند) قادر به تولید تجاری این واکسن هستند – که مجموعاً بیش از ۱۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند – بنابراین با شروع یک همه‌گیری گسترده جهانی، احتمالاً کشورهای مزبور، جهت تأمین نیازهای داخلی خود، فروش خارجی واکسن را ممنوع خواهند کرد – مشابه موردی که در سال ۱۹۷۶ به وقوع پیوست. در آن سال که شیوع آنفولانزای خوکی (از گونه H1N1) محتمل شمرده می‌شد، آمریکا فروش واکسن آنفولانزا را به سایر کشورها متوقف کرد.

و اما گزینه دوم برای مقابله با آنفولانزا استفاده از داروهای آنتی‌ویروس است. اشخاصی که هنوز به بیماری مبتلا نشده‌اند، با مصرف روزانه این داروها – در طول مدت شیوع بیماری – احتمالاً از ابتلاء به آن مصون خواهند بود (مصرف آنتی‌ویروس‌ها برخلاف واکسن باید در طول مدت شیوع بیماری، به شکل مستمر انجام شود). اکنون تقریباً تنها داروی آنتی‌ویروس آنفولانزا که از سوی سازمان جهانی بهداشت (WHO) نیز تأیید شده است دارویی با نام تجاری Tamiflu است که فقط توسط شرکت داروسازی سوئیسی Roche در کارخانه‌ای در این کشور تولید می‌شود. هرچند این شرکت قصد دارد به زودی کارخانه دیگری را نیز برای تولید داروی مزبور در آمریکا راه‌اندازی کند، اما بازهم سطح تولید این کارخانجات، تنها پاسخگوی درصد پایینی از نیاز جهانی خواهد بود. تاکنون حداقل ۱۴ کشور، سفارشات خود را به شرکت داروسازی Roche جهت خرید Tamiflu ارائه داده‌اند که مجموع همه آنها تنها نیاز ۴۰ میلیون نفر را پاسخ خواهد داد. درضمن، تولید و تحویل همین سفارشات موجود نیز حداقل یکسال زمان خواهد برد. و باز هم توجه به این نکته ضروری است که با توجه به کمبود بسیار زیاد عرضه در برابر تقاضا، با شروع یک همه‌گیری جهانی، احتمالاً فروش خارجی داروهای آنتی‌ویروس نیز – همانند واکسن‌ها – از سوی کشورهای تولیدکننده متوقف خواهد شد.

اینک آخرالزمان

آغاز وقوع یک همه‌گیری آنفولانزا، وضعیت جهان را یک شبه دگرگون خواهد کرد. حداقل تا چند ماه پس از شروع همه‌گیری، هیچ واکسنی در دسترس نخواهد بود و این درحالیست که حجم داروهای آنتی‌ویروس ذخیره شده نیز بسیار محدود می‌باشد. مرزها و فرودگاه‌ها ممکن است به مدت چندین ماه بسته شوند – هرچند این کار و با توجه به عبور و مرور غیرقانونی که در اغلب مرزها وجود دارد، عملاً کمکی به عدم انتقال ویروس نخواهد کرد. بدین ترتیب، حمل و نقل جهانی نیز در شرایطی که جهان به شدت نیازمند توزیع سریع محصولاتی نظیر مواد غذایی و مواد اولیه است متوقف شده و اقتصاد جهانی و تمامی اقتصادهای منطقه‌ای، ملی و محلی در مرز فروپاشی قرار خواهند گرفت. علاوه بر مسائل اقتصادی، مشکلات گسترده امنیتی نیز – به واسطه ازبین رفتن و یا تضعیف نیروهای مسلح، پلیس و . . . – به وسعت حادثه خواهد افزود. حداقل مدت زمان لازم برای فروکش کردن موج این همه‌گیری آنفولانزا در سطح جهان، چیزی مابین ۱۲ الی ۳۶ ماه است. طی این مدت، کمبود مواد دارویی آن‌قدر گسترده خواهد بود که چشم امید داشتن به کمک‌های کشورهای همسایه – چه برای کشورهای ثروتمند و چه فقیر – کاری بسیار ساده‌لوحانه خواهد بود. در چنین شرایطی بعید است که هیچ یک از کشورهای ثروتمند جهان حتی قادر به تأمین نیازهای مردم خود باشند تا چه رسد به کمک به سایر کشورها.

آینده، اکنون است

اما جهان برای مواجهه با موج فراگیر و پیشِ‌روی آنفولانزا چه‌کار باید انجام دهد؟ شاید اولین پاسخ این باشد: کارهایی بسیار بیشتر از آنچه تاکنون انجام داده است. هرچند سازمان جهانی بهداشت (WHO) و برخی از کشورها تاکنون طرح‌های اولیه و مفیدی را برای مواجه شدن با این واقعه تدوین کرده‌اند اما عموم این طرح‌ها بسیار کلی بوده و فاقد جزئیات لازم می‌باشد. آنچه واقعاً مورد نیاز است، یک طرح دقیق و جزئی است که به دقت، نحوه عبور کشور را از یک دوره همه‌گیری یک الی سه ساله ترسیم نماید. چنین طرحی باید عملکرد تمامی بخش‌ها از مجموعه پزشکی گرفته تا تأمین‌کنندگان محصولات دارویی و بهداشتی، مواد غذایی، سیستم حمل و نقل، و حتی مسائل حقوقی مورد نیاز، مسائل امنیتی، روابط بین‌الملل و غیره را در دوران بحران، ترسیم کند. اما در عین حال باید توجه داشت که چنین برنامه‌هایی لازم است که از انعطاف‌پذیری بالایی نیز برخوردار باشند. در واقع، همان‌طور که آرون ویلداوسکی (۱۳) محقق دانشگاه برکلی می‌گوید، «انعطاف‌پذیری» عاملی کلیدی در تمامی برنامه‌های مدیریت بحران محسوب می‌شود چراکه برنامه‌های صُلب و خشک در چنین مواردی می‌تواند بیش از منفعت، خسارت به بار آورد.

تدوین چنین برنامه جامعی به دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی امکان می‌دهد تا ساختارهای سازمانی لازم را برای مدت ۱۲ الی ۳۶ ماهه بحران، طراحی نمایند. در ضمن، این برنامه، مسئولین را وادار خواهد کرد که توانمندی‌های خود را برای مواجهه با چنین فاجعه‌ای مورد ارزیابی قرار داده و خود را به لحاظ درونی و ذهنی برای روبه‌رو شدن با آن آماده سازند. بدین ترتیب با شروع واقعی حادثه، توان مقابله با آن را خواهند داشت.

فراموش نکنیم که برنامه ملی مدیریت بحران را باید به گونه‌ای تدوین کرد که زنجیره تأمین منابع کشور – از بخش تولید گرفته تا کشاورزی، توزیع و حمل و نقل – بتواند طی مدت یک الی سه ساله همه‌گیری، دوام بیاورد. و فراموش نکنیم که نیروی کار کشور بر اثر چنین واقعه‌ای به شدت آسیب خواهد دید. فعالیت بسیاری از محیط‌های اجتماعی – شامل مدارس، دانشگاه‌ها و . . . – کاهش یافته و حتی ممکن است ممنوع شود. نرخ مبتلایان به بیماری پس از گذشت حدود یکسال از آغاز همه‌گیری ممکن است به ۵۰ درصد کل جمعیت کشور هم برسد که می‌تواند به مرگ ۵ درصد از جمعیت کل کشور منجر شود. و فراموش نکنیم که بیماری، مدیریت ارشد کشور را نیز – که وظیفه راهبرد امور و اجرای برنامه‌های تدوین شده را بر عهده دارد – با همین شدت، تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در واقع، تمامی برنامه‌های مدیریت بحران آنفولانزا – از سطح بین‌المللی گرفته تا سطوح منطقه‌ای، ملی و محلی – باید ۳ سناریوی مختلف را مدنظر قرار دهند: اگر همه‌گیری، همین امشب آغاز شود چه باید کرد؟ اگر یک سال دیگر آغاز شود چه باید کرد؟ و اگر آن‌قدر خوش‌شانس باشیم که برای مواجهه با این فاجعه، یک دهه فرصت داشته باشیم چه کارهایی باید انجام دهیم؟

اگر چنانچه کشورهای جهان – و خصوصاً کشورهای توسعه‌یافته – از هم‌اکنون کار فشرده‌ای را برای ایجاد تحولی اساسی در فرآیند موجود تولید واکسن آنفولانزا آغاز کنند، بروز یک همه‌گیری جهانی در ده سال آینده، تلفات و ویرانی‌های بسیار کم‌تری برجای خواهد گذاشت. کشورهای صنعتی باید از هم‌اکنون کار بر روی پروژه‌ای را آغاز کنند که پس از تکمیل، قادر باشد تنها با گذشت چند ماه از شروع یک فراگیری جهانی، پاسخگوی میزان واکسن مورد نیاز جمعیت جهان باشد (۱۴). در واقع، چنین برنامه‌ای باید در رأس برنامه‌های گروه‌هایی نظیر G-8 قرار گیرد چراکه عملاً هیچ واقعه دیگری در جهان قادر نخواهد بود همانند یک فراگیری گسترده آنفولانزا، موج چنین عظیمی از مرگ و میر جهانی را ایجاد نماید.

جهان باید خطر واقعی ظهور یک همه‌گیری گسترده آنفولانزا را درک کند. واقعیت آن است که روزی چنین واقعه‌ای اتفاق خواهد افتاد، یا توسط H5N1 و یا گونه‌ای دیگر از این ویروس. این واقعه ممکن است همین امشب، یک سال دیگر و یا ده سال دیگر آغاز شود. اینک نشانه‌ها در حال هشدار دادن به ما هستند: تعداد انسان‌ها و حیوانات مبتلا به H5N1 همچنان در حال افزایش است. حتی در چند مورد، نشانه‌ها حاکی از آن است که این ویروس به مرحله انتقال از یک انسان به انسان دیگر نزدیک شده است.

قرن‌هاست که کشاورزان چینی، مرغ و خروس‌ها، مرغابی‌ها و خوک‌ها را در محوطه کوچکی در اطراف کلبه‌های خود در کنار همدیگر پرورش می‌دهند. اما اکنون و با توجه به انفجار جمعیت در چین و سایر کشورهای جنوب شرقی آسیا، امکان تحولات ژنتیکی ویروس آنفولانزا به شدت افزایش یافته است. فقط لحظه‌ای به این ارقام توجه کنید: آخرین همه‌گیری گسترده آنفولانزا در سال ۶۹-۱۹۶۸ در چین به وقوع پیوست یعنی زمانی که جمعیت آن ۷۹۰ میلیون نفر بود. امروزه جمعیت چین ۳/۱ میلیارد نفر است. در ۱۹۶۸، تعداد خوک‌ها در مزارع چین، ۲/۵ میلیون رأس بود و امروزه ۵۰۸ میلیون رأس است. تعداد طیور در مرغداری‌های چین در سال ۱۹۶۸، ۳/۱۲ میلیون قطعه و امروز ۱۳ میلیارد قطعه است. تغییر آمار در سایر کشورهای جنوب شرقی آسیا نیز کم و بیش مشابه است. با توجه به این آمار و نیز با توجه به افزایش نمایی میزان حمل و نقل‌ها و سفرهای بین‌المللی طی ۵۰ سال گذشته در جهان، وقوع یک همه‌گیری جهانی آنفولانزا، تأثیری مهیب‌تر و وحشتناک‌تر از تمامی موارد قبلی آن خواهد داشت.

اما آیا چنین واقعه‌ای قابل اجتناب است؟ پاسخ به طور بالقوه مثبت است. اگرچه وقوع یک همه‌گیری گسترده آنفولانزا، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود اما میزان مرگ و میر گسترده حاصل از آن قابل کاهش است. این بستگی به رویکرد و رفتار کشورهای جهان دارد. امروزه در جهان روزانه ۲/۲ میلیارد دلار صرف هزینه‌های نظامی می‌شود و این درحالیست که کل بودجه سالیانه سازمان جهانی بهداشت (WHO) فقط در حدود ۴۰۰ میلیون دلار است که تنها بخش کوچکی از آن را می‌تواند به بحران شیوع آنفولانزا اختصاص دهد. اکنون تمامی کشورها باید هشیار باشند که در برابر دشمن مشترکی قرار گرفته‌اند. حتی اگر کشوری بتواند میزان واکسن مورد نیاز برای حفاظت از مردم خود را تأمین کند، اما تأثیرات منفی و گسترده اقتصادی چنین واقعه‌ای دامن‌گیر تمامی کشورها خواهد شد. البته بودجه مورد نیاز جهت مهیا شدن برای مقابله با چنین فاجعه‌ای بسیار زیاد خواهد بود اما تصمیم‌گیری در مورد تأمین بودجه و منابع مورد نیاز باید با توجه به نتیجه حاصل از عدم این تخصیص بودجه صورت گیرد: فروپاشی اقتصاد جهانی به مدت چندین سال.

و اینک، ما در نقطه‌ای حیاتی در تاریخ بشریت ایستاده‌ایم.

پی‌نوشت:

۱- Robert Webster

۲- ضریب مرگ و میر مرغ و خروس‌ها در برابر این ویروس، ۱۰۰% است.

۳- ضریب مرگ و میر انسانی این ویروس آنفولانزا براساس آمارهای موجود، در حدود ۵۰% است که ضریب بسیار بالایی محسوب می‌شود.

۴- Jermy Farrar

۵- Alfred Crosby

۶- بعدها کاوشگران، دهکده‌هایی خالی از سکنه را در مناطق شمالی آلاسکا کشف کردند و مشخص شد که تمامی اسکیموهای ساکن آنجا به واسطه شیوع آنفولانزای اسپانیایی از بین رفته‌اند.

۷- در واقع، آمار رسمی حدود ۵۰ میلیون نفر، آماری خوشبینانه بوده است چراکه آمار بسیاری از کشته‌شدگان این بیماری در مناطقی نظیر آفریقا، آمریکای لاتین، اندونزی، جزایر اقیانوس آرام و روسیه (که در آن زمان هنوز در گیرودار انقلاب بود) هرگز اعلام نشد. به همین دلیل هم برخی متخصصان معتقدند که آمار تلفات این آنفولانزا ممکن است تا ۱۰۰ میلیون نفر هم رسیده باشد.

۸- Johan Hultin

۹- ویروس آنفولانزا دارای ۳ نوع A، B و C است. آنفولانزای نوع A به وفور در میان پرندگان آبزی، پستانداران و نیز انسان به چشم می‌خورد و تنها نوعی از آنفولانزا است که می‌تواند به یک موج فراگیر مرگبار جهانی تبدیل شود.

۱۰- این همان اتفاقی است که احتمالاً منجر به شکل‌گیری H5N1 شده است. جدید بودن این ویروس سبب عدم مقاومت بدن انسان (و نیز ماکیان) در برابر آن شده است.

۱۱- ساختار ژنتیکی یک ویروس جدید آنفولانزا در شدت مرگبار بودن آن مؤثر خواهد بود. به همین دلیل هم میزان مرگ و میر انسانی در همه‌گیری‌های قبلی متفاوت بوده است. به عنوان مثال، همه‌گیری جهانی ۱۹-۱۹۱۸، تلفات بسیار بالاتری نسبت به دو همه‌گیری ۵۸-۱۹۵۷ (آنفولانزای آسیایی با یک میلیون کشته) و ۶۹-۱۹۶۸ (آنفولانزای هنگ‌کنگی با ۷۵۰ هزار نفر کشته) داشته است.

۱۲- درواقع تا سال ۱۹۳۳ طول کشید تا یک تیم تحقیقاتی در انگلستان توانست ویروس آنفولانزای مزبور را جداسازی و شناسایی نماید.

۱۳- Aaron Wildavsky

۱۴- چنین هدفی احتمالاً از طریق روش‌های جدید مهندسی ژنتیک معکوس و روش‌های تولید سلولی میسر خواهد بود. البته این روش‌ها هنوز فاز اولیه تحقیقاتی خود را می‌گذرانند و تا مرحله عملی شدن – آن‌هم در مقیاس انبوه – فاصله بسیاری دارند.

منابع:

– Laurie Garrett, “The Next Pandemic?”, Foreign Affairs, July/August 2005

– Michael T. Osterholm, “Preparing for the Next Pandemic”, Foreign Affairs, July/August 2005

– Tim Appenzeller, “Tracking the Next Killer Flu”, National Geographic, October 2005

دسته‌بندی‌ها: اخبار

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.